اکثرا  شعر را سخنی موزون و قافیه دار گفته اند و منطقیان نیز گر چه معتقدند که شعر سخنی

خیال انگیز است اما وجود وزن و یا وزن و قافیه را برای شعر ضروری دانسته اند

قافیه

در ابنجا ابتدا درباره قافیه شعر فارسی سخن می گوییم اما نخست آشنایی با چند اصطلاح ضرورت دارد:

حرف = شاعر با واژه به سرودن شعر و آفرینش زیبایی می پردازد.

واژه خود از واحد های کوچک تری به نام حرف درست می شود

بنا براین برای شناخت قافیه و وزن شعر ناچار از (( حرف )) باید شروع کرد لازم است بدانیم که در قافیه

و وزن شعر صورت ملفوظ حروف (( و   ا  ج  )) مورد نظر است نه شکل مکتوب

مثلا واژه (( خواهر )) به صورت (( خاهر )) تلفظ می شود و پنج حرف دارد .
 
(( خ ا هَ ر )) و واژه (( نامه )) به صورت ((نا م ِ )) تلفظ می شود و چهار حرف دارد (( ن ا م ِ ))
 
 

........................................................................................................................................

 {{ در قافیه چنانکه خواهیم گفت صورت مکتوب نیز اهمیت دارد}}

........................................................................................................................................

(( بسیار بسیار مهم ))
مصوت و صامت
حرف ملفوظ بر دو گونه است : مصوت و صامت
 
مصوت= زبان فارسی دارای سه مصوت کوتاه و سه مصوت بلند است
 
مصوتهای کوتاه (حرکات )عبارتند از :(( فتحه کسره ضمه )) مثلا در کلمات ( سَر ) و (دِل ) و (پُل )
 
حرکات حرف هستنداما در خط فارسی به صورت اعراب رو یا زیر حرف قرار می گیرند و بعد از آن تلفظ
 
می شوندمثلا در کلمه (( دِل )) که به صورت ((د ــــِ ل )) به تلفظ در می آید .مصوتهای بلند عبارتند از
((و )) (( ا )) (( ی ))
مثلا در آخره واژه های (( کو )) (( پا )) (( سی ))
........................................................................................................................................
 ........................................................................................................................................
صامت= زبان فارسی دارای ۲۳ صامت است:
 
ء(=ع) .ب. پ. ت (=ط). ج .چ . خ. د. ر . ز .(=ذ .ظ. ض). ژ. س(=ث . ص ). ش.غ (=ق).ف . ک. گ. ل.م.ن..و. ه (=ح).ی
 
***********************************************************************************************
 
 
بنام خداوند جان آفرین             حکیم سخن در زبان آفرین
 
بیت فوق قافیه دار است. واژه آفرین در آخر دو مصرع ریف نام دارد و جان و زبان . واژه های قافیه
و ((ان)) حروف قافیه.
 
ردیف= بعضی اشعار ردیف دارند. ردیف کلمه یا کلماتی است که بعد از واژه های قافیه .
عینا (از نظر لفظ و معنی ) تکرار می شود. و شعری که دارای ردیف است مردف می گویند.
 
واژه های قافیه= واژه هایی است که حرف یا حروف قافیه در آخره آنها مشترک باشد .
 
قافیه یا حروف قافیه= حرف یا حروف مشترک برای قافیه سازی لازم است. این حرف
یا حروف چنان که گفتیم در آخر واژه های قافیه می آید. در این شعر :
 
به جهان خرم از آنم که جهان خرَِِِِم اوست         عاشقم برهمه عالم که همه عالَم ازوست
 
 (( ازوست)) ردیف است و خرَم و عالَم واژه های قافیه و ـــــَـــ م حروف قافیه.
 
در شعر زیر ردیف وجود ندارد. تماشا و صحرا واژه های قافیه هستند و ((ا)) حرف قافیه.
 
شد موسم سبزه و تماشا         برخیز و بیا به سوی صحرا

بسیار بسیار بسیار مهم
 ..........................................................
.............................................................
قواعد قافیه

حداقل حروف مشترک لازم برای قافیه تابع دو قاعده است:
 
قاعده ۱= هر یک از مصوتهای ( ا ) و ( و ) به تنهایی اساس قافیه قرار می گیرند.
مثلا در شعر زیر واژه های ما و تمنا هم قافیه هستند

و حرف مشترک قافیه تنها مصوت ((
ا ))است

 

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد            و آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
در بیت زیر:
ای چشم تو دل فریب و جادو                    در چشم تو خیره چشم آهو
مصوت ( و ) حرف قافیه است.
......................................................................................................................................
 
قاعده۲= هر مصوت با یک یا دو صامت بعدش قافیه قرار می گیرد : مصوت+ صامت ( + صامت ).
 کی شعر تر انگیز خاطر که حزین باشد ؟                 یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
در این شعر ین (مصوت + صامت )حروف قافیه است و در شعر زیر:
 
مزرع سبز فلک دیدم وداس مهِ نُو         یادم از کشته خویش آمد و هنگام درُو
 
ـــُـ و (مصوت + صامت ) حرف قافیه است.
 
ودر شعر زیر:
کسی دانه نیکمردی نکاشت                  کزو خرمن کام دل برنداشت
اشت ( مصوت + صامت + صامت ) حروف قافیه است
 
 و در این شعر  ـــَـ ست :
نکو نام و صاحب دل و حق پَر ست           خط عارضش خوشتر از خط دَ ست
 
تبصره ۱= به آخر واژه های قافیه ممکن است یک یا چند حرف الحاق  شود حرف یا
حروف الحاقی نیز جزو حروف مشترک قافیه اند و رعایت آنها لازم است :

مثلا در شعر زیر به آخربه
ار و یار و (( ان )) الحاق شده است:
 
بگذار تا بگذریم چون ابر در بهاران          کز سنگ ناله خیزد روز و داع یاران
 
ار + ان . حروف قافیه است: ار حروف اصلی  ( طبق قاعده ۲ ) و ان حروف الحاقی.
 
در شعر زیر
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی           دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی
ا+یی حروف قافیه است: ا حرف اصلی ( طبق قاعده ۱ ) و یی حروف الحاقی .
 
حروف الحاقی عبارت است از شناسه ها ضمایر متصل . پسوندها . مخفّف صیغه های زمان
 
حالِ بودن ( ــَــ م .ی .یم . ید . ـــَ . ند) و ((ی )) آخر بعضی از واژه های مختوم  به( ا و  و )

 مثلا در واژه های (( خدای )) و (( جای )) و (( موی )) و (( بوی ))  .
 
تذکر : برای مشخص کردن قافیه هر شعر . ابتدا ردیف را مشخص می کنیم

 و بعد حروف الحاقی و سپس حروف اصلی را
 
تبصره۲= بعضی از واژه هابه ـــ( ه بیان حرکت ) یا مصوت ی ختم می شوند :

 مانند جامه ( = جام ِ )
پرده (= پرد ِ) . بازی .سی . این . ـــِـ و ی گرچه جزو کلمات قافیه یعنی حروف اصلی هستند
اما از نظرقافیه الحاقی به شمار می آید :
کسان شهد نوشند و مرغ و بَر ِ ( = بَره )    مرا روی نان می نبیند تَر ِ ( = تَره )
 
ــــَـ ر ِ . حروف قافیه است : ــَـ ر . اصلی ( طبق قاعده ۲ ) و ــِـ در حکم الحاقی : ص
 
یکی مشکلی برد پیش عَلی          مگر مشکلش را کند منجَلی
 
ــَـ لی حروف قافیه است : ــَـ ل . اصلی ( طبق قاعده ۲ ) و ی در حکم الحاقی.
 
تبصره۳ = رعایت قواعد دوگانه قافیه الزامی است.فقط یک استثنا دارد:

اگر در قاعده۲ یعنی مصوت+صامت ( + صامت ) مصوت کوتاه باشد

و قافیه حروف‌ِ الحاقی داشته باشد این مصوت کوتاه  می تواند متفاوت باشد.
 

مثلا: کُشت (قتل کرد) با گَشت (گردید) قافیه نمی شود

زیرا مصوت اولی ضمه و مصوت دومی فتحه است